آبنبات چوبی میتوانست فیلم خوبی باشد به شرط آنکه:
از مزهپرانیهای نگین (سحر قریشی) بسیار فروکاسته میشد و فیلم لحن جدیتری که متناسب با بافت درونمایهاش است به خود میگرفت.
ادابازیهایی مانند چرخش ۱۸۰ درجهای دوربین در داخل خودرو و حرکت بک وارد موشن وجود نداشته باشد. وسط ماجرایی معمایی که دارد قصهاش را متعارف روایت میکند، این جور ادابازیها خندهدار است و نه متفکرانه.
انتخاب رضا عطاران به عنوان شخصیتی محوری که قرار است با حضورش گره نهایی فیلم را غافلگیرانه بگشاید، صورت نمیگرفت.
اینکه شخصیتی که در طول کل فیلم بسیار مثبت وانموده شده است، یک دفعه در دو سه سکانس آخر ضمیر اهریمنیاش افشا شود، غافلگیری نیست؛ سادهانگاری در جمع کردن فیلم است. معمولاً در روند غافلگیری، سعی میشود نشانههایی در طول روایت جاگذاری شود تا آن افشاگری نهایی، متکی به منطقی پنهان در فضای اثر باشد، نه اینکه ناگهان «آدم خوبه»ی ماجرا بشود «آدم بده».
فیلم جاهایی تکلیفش با خودش روشن نیست. از جمله در پایان فیلم که مادر و فرزندانش مقابل خانهی داماد نابهکار میروند و پی پلیس میفرستند، اما خودشان هم وارد اتاق او میشوند و تا سرحد مرگ چاقویش میزنند. بالاخره پلیس یا چاقوکشی؟
نقد فیلم فروشنده (مسعود فراستی)...
ما را در سایت نقد فیلم فروشنده (مسعود فراستی) دنبال میکنید
برچسب: نقد فیلم آبنبات چوبی,نقد فیلم آبی گرمترین رنگ است,نقد فیلم آبی,نقد فیلم آبی سفید قرمز,نقد فیلم آب و آتش,نقد فيلم آبي گرمترين رنگ است,نقد فیلم آبراهام لینکلن,نقد فیلم آبنبات سخت,نقد فیلم آب تیره,نقد فیلم آبادانی ها, نویسنده: بازدید: 184 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 13:46